موقعیت جغرافیایی جامخانه

  روستای جامخانه در قسمتی از کشور ایران،استان مازندران واقع در شهرستان میاندرود قرار دارد و مرز بین دو شهر میاندورود  و نکا است.

این روستا در 360 درجه و 36 دقیقه عرض شمالی و 53 درجه و 15 دقیقه طول شرقی با ارتفاع 200 متر از سطح دریا قرار دارد.

روستای جامخانه به طور کلی به وسیله ی زمین های زراعی که متعلق به اهالی روستا است احاطه شده است و پس از زمین های روستا از طرف جنوب به جنگل و روستای پیله کوه و ازطرف شمال به شهرک شهید عباسپور و نیز جاده ی ساری_نکاء و از طرف شمال شرق به روستای قلعه سر سفلی و از سمت غرب به روستای دارابکلا و از طرف شمال غرب به روستای اسرم وصل می شود .

    جامخانه در پایین ترین بخش تپه ای رشته کوه های البرز قرار گرفته است،و به همین خاطر روستایی است در کوه و دشت و نسبت به دیگر روستا ها از لحاظ آب و هوایی تفاوت جزءی دارد.

 بررسی های انجام شده  ی زمین شناسی توسط کارشناسان سازمان زمین شناسی ایران معلوم می دارد که روستای جامخانه و حوضه ی نفوذ آن ، بر روی آبرفتهای دوران چهارم کوهپایه ای دامنه شمالی البرز قرار دارد .

      در مورد جامخانه بررسی زمین شناسان معین می کند که این روستا روی رسوبات نئوژن بالایی از جنس مارن صیقلی و آهک و همچنین کنگلومرا وافق های ماسه های سنگی که احتمالا در زیر آنها سنگ های میوسن بالا از جنس مارن ، ماسه سنگ ، آهک وزیر رسوبات میوسن به احتمال زیاد آهک های ضخیم لایه و توده ای پوراسیک بالایی قرار گرفته است

 

نوع خاک اراضی جامخانه را می توان به سه نوع تقسیم کرد:

  1. خاک درجه یک (زرد) در قسمت شمال و شرق جامخانه ( جامخانه دشت و ازارک).
  2. خاک درجه دو(سفید)که دربر گیرنده قسمت غرب روستا.
  3. خاک درجه سه(سیاه) شامل اراضی جنوب شرق و جنوب روستا می باشد .

 


آثار اجتماعی بزه پوشی و نادیده انگاری خطا و جرم

🔺درادبیات اسلامی به لحاظ تطابق مفهومی عنوان«جرم»با«گناه»،وقرارگیری «گناه»درزمره ی«عیوب انسانی»،واژه ی «عیب­ پوشی»،«ستر عیب»ویا «پرده­ پوشی»ودریای بیکران آن رامی­توان معادل«نظام بزه­ پوشی»یا«جرم­ پوشی»درادبیات حقوقی دانست.

🔺درادبیات عامّه«سترياپرده پوشي همان مخفي داشتن اشتباهات وعيب هاي ديگران است ».از نظرعلمای اخلاق،عیب­ پوشی که ازبزرگترین شاخصه­ های خیرخواهی است ازآن تعبیربه سترعیوب می­شود.

🔺ستربه معنای پوشاندن چیزی وعیب به معنای نقصان درذات یادرصفتی ودراصطلاح،عیب­ پوشی،« پرده بر بدی­های مردم افکندن»است.درفضیلت این عمل همین بس که امام رئوف مدفون به خاک توس(ع) می­فرمایند:«برمؤمن سزاواراست که ازپروردگاروپیامبروامام خودسه خصلت رابیاموزد:خصلتی که ازپروردگاربایدبیاموزد،عیب­ پوشی وکتمان است… »همچنین امام باقر(ع) می­فرمایند:«مؤمن به مؤمن حق واجب داردکه تاهفتاد گناه کبیره براوپرده­ پوشی کند».

🔺مخفی داشتن و نهان سازی جرم،روشی است که به عنوان یکی ازویژگی های سیاست جنایی اسلام،مطرح است،سعی دربزه پوشی وجلوگیری ازافشای جرم براساس مدارک وادله ی موجوددرکتاب وسنّت،موردتأییدحقوقدانان اسلامی بوده،آن راازابعادوجنبه های مختلف، دارای اهمیتی قابل توجه دانسته اند.نهان سازی جرم وجلوگیری ازافشای زشتی ها،متأثرازنگرش خاصی است که نسبت به مفاهیم،تأسیسات ونهادهای حقوق جزاوجود داشته وخطوط برجسته ی سیاست جنایی اسلام راشکل می دهد.ازآن جمله سیاست کیفرزدایی که مبتنی برتردیدبرکارایی مجازات،موردتوجه نظام عدالت جنایی درحقوق اسلام قرارگرفته است.

🔺دین مبین اسلام،بادرك آثارسوء برچسب زنی،«بزه پوشی»رادرسیاست جنایی خودپیش بینی کرده است وخصوصاًبه حفظ آبرووکرامت نفـس انسانهاوجلوگیري ازایجاد تصور منفی ازفرددرجامعه توجه داشته است وبارهاآموزش این صفت حمیده راتوصیه فرموده است.

🔺درواقع،توصیه ي دین به خودداري ازغیبت،تهمت،تجسس،به کاربردن لقب هاي زشت براي دیگران،روایت کردن علیه کسی(داستان سرایی)استهزا،سـرزنش،اهانـت کردن و...براي جلوگیري ازانگ خوردن فردولکّه دارشدن آبروي اودرانظارعمومی است واین امرخودلزوم تأکید بر«بزه پوشی»راآشکارمیسازد.

🔺علاوه براینها،دین مبین اسلام هرگزهیچ گناهکاري رااجباربه اعتـراف بـه گنـاه نکرده وبراي بخشش گناهان،توبه ي قلبی گناهکارراکافی میداندتاهم آثارگناه زایل شودوهم آبروي گناهکاردرامان باشد.همچنین نهادکفاره دراسلام نیز،باتکیه بـرخودکیفري،به دنبال رفع آثارگناه توسط خودگنـاهکـاروجلـوگیري از افشـاي گنـاه است.چنین سیاستی دربرخوردبابزه،اصطلاحأ«بزه پوشی»نامیده میشود.که دقیقـادرنقطه ي مقابل سیاستهاي کیفرگراونیزبرخی روشهاي واکنش جامعـه درمقابـل جرم،که منجربه برچسب خوردن بزه کارمیشوند،قرارمیگیرد.

🔺به عنوان تعریفی حقوقی بایدگفت نظام بزه پوشی عبارت است ازمجموعه تدابیروراهکارهای نظام عدالت کیفری که به عنوان سیاست جنایی کارآمددرجهت جلوگیری ازافشاواشاعه ی پدیده ی مجرمانه درجامعه اتّخاذمی گردد؛این سیاست هاغالباً ازطریق جلوگیری ازورودافرادبه سیاهه ی کیفری(جلوگیری ازاثبات مجرمیت)،اتّخاذواکنش های غیرکیفری وافشای مجرمیت به اجراگذارده می شود.

🔺باید توجه داشت هدف،فراری دادن بزهکارازتحمّل آثار عمل مجرمانه نیست،کسی که مرتکب جرمی شده شاهکارنکرده که بخواهیم موردلطف ویژه ی نظام عدالت کیفری قرارگیردبلکه افشای مجرمیت سبب اشاعه ی جرم می شودواین عادی شدن جرم یعنی روال فساددرجامعه–چه ازسوی دیگرشهروندان وچه به دلیل«استدراج»ازجانب شخص بزهکار- و معمول شدن فساددریک جامعه منجربه افول انسانیت وتباهی آن جامعه می گردد.پس،بزه مخفی می شودتاآثار شوم رواج آن گریبانگیر جامعه نشود(پیشگیری عام)؛چراکه تباهی یعنی نرسیدن به«سعادت»که باهدف خلقت بشرتباین داردوهمه ی انبیاء آمده اندتاباجعل میزان،بشررادررسیدن به این هدف رهنمون شوند.پنهان بودن جرم نیزهمانند نبودن جرم است.
🔺اعمال این سیاست نه صرفأبه عنوان یک رویکردعملی،بلکه به عنوان یک تفکر وجهتگیری پیشگیرانه درمقابله باپدیده ی مجرمانه،افزایش رقم سیاه،تجری وکاهش بازدارندگی مجازات رادرپی داردونقش موثرآن درجلوگیری ازنفرت ازدین وهمچنین تحقق حس شرم وبازپذیری ازمسیراعمال این تفکرمدنظراست.

🔺درنهایت بزه پوشی،باتوجه به آثارجرم شناختی آن،رویکردی هوشمندانه منطبق باماهیت جرایم وویژگی های مجرمین مشمول این سیاست،نظام کیفری رادرکاهش تبعات فرایند های صرفا کیفری وبازگشت مجرم به جامعه یاری میکند؛این بحث باتوجه به اهمیت آن درحفظ عفت جامعه،هم درقانون مجازات اسلامی وهم درقانون آیین دادرسی کیفری جدید،آمده است.

برادر شهیدم


بسم رب الشهداء و الصديقين
طلبه بسيجي شهيد : محمد خائفي     
                                                                                                                                                                                                                                                                         
نام پدر:عزیز
منطقه عملیاتی:شلمچه
تاريخ تولد : 1351 – جامخانه
تاريخ شهادت : 28/2/1367
زندگينامه  طلبه شهيد محمد خائفي
طلبة شهيد در پاييز 1351 در خانواده اي مذهبي و مؤ من چشم به اين جهان گشود و خداوند او  را به همراه خيلي از بركات به اين خانواده عطا كرد . سرنوشت اين كودك چنان بود كه در نهايت  مي بايست با توفيق شهادت بسوي معبودش برسد و هر كس كه ذره اي از كـودكـي اين شهيد بزرگـوار را به ياد دارد مي داند كه آن همه حوادث سهمگين كه آن شهيد بزرگوار از آنها جان سالم به در برد همة آنها مصلحت خداوند بود تا شهيد عزيز زنده بماند و با اينكه سن شهيد چهارده سال بيشتر نبود و به قول همسنگرانش دوران بلوغ را در جبهه گذراند هم آن وقت به شهادت رسيد . شهيد بزرگوار در 6 سالگي براي كسب علم و دانش و با شور و شوق در سال 1357 به مدرسه ابتدايي رفت و در حين خواندن دروس ابتدايي آنچنان علاقه وافري نسبت به روحاني شدن نشان مي داد كه موجب شگفتي همه شد و بالاخره نيز در حوزة علميه امام صادق (ع) نكا ثبت نام كرده و مشغول به تحصيل علوم حوزوي شد و تا سال 1365 در اين حوزه اصول مقدماتي درس حوزه را به پايان رسانيد و سپس براي ادامه تحصيل دروس حوزه عازم حوزه علميه امام خميني « ره » گرگان شد و شروع به خواندن درس لمعه نمود (  يعني درس فقه حوزه پرداخت ) و استعداد و نبوغ خاصي از خود نشان مي داد. شهيد بسيجي محمد خائفي جبهه را براي رسيدن به معبود انتخاب كرد تا برگه عبور و عروج خود را دريافت نمايد اما به علت پايين بودن سن هيچگاه موفق نشد كه عازم جبهه شود و وقتي كه يك بار با برادر بزرگترخود جهت اعزام به جبهه به بحث پرداخت تا از شناسنامه برادر بزرگتر خود استفاده كند برادرش اين اجازه را نداد و جلوي اين كار را گرفت و خود به جبهه رفت و شهيد بزرگوار خيلي ناراحت شد كه نتوانست از اين طريق به جبهه برود او رفتن به جبهه را واجب مي دانست و بالاخره آگاهانه به سوي جبهه رفت و به نداي حضرت امام خميني لبيك گفت در سال 1366 ( يعني اول پانزده سالگي )  بود كه براي گذراندن دوران آموزشي به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعزام شد و بعد از پايان دوره آموزشي عازم جبهه شد ( برادران سپاه و بنياد شهيد در جريان هستند ) سال 1366 محمد شناسنامه خود را دست كاري كرد و به سال 1349 تغيير داد . به نماز اول وقت اهميت مي داد و علاقه زيادي به خواندن قرآن داشت شهيد عاشق به آن درجه از عرفان رسيده بود كه مسئله شهادت خود را به عينه ببيند. محمد عزيز بعد از اينكه از ناحيه ي دست مجروح شد عليرغم اصرار والدين باز به جبهه شتافت . او در سال 1365 كه مي خواست با شناسنامه برادرش به جبهه برود يك نوار سخنراني پر نموده و در آن خبر از  آينده خود داد و مثل صحنه فيلم در آن مي بيند كه به شهادت مي رسد و مردم در هواي  گرم او راتشييع ميكنند و او خودش از تشيع كنندگان تشكر مي كند و حتي براي خود روضه مي خواند و اين نوار سندي ماندگار و مانند يك معجزه در دست اين خانواده مي باشد تا همانگونه كه خود شهيد گفته : اين نوار را پر نمودم تا يادگار پس از شهادتم بماند تا شايد راهنمايي باشد گمراهان را و نويدي باشد براي افراد با ايمان  . بهترين و زيبا ترين خاطره اي كه از شهيد مي توان گفت همان شعري است كه شهيد قبل از شهادت خود بر روي عكسش نوشت :
معرفت در گراني است به هر كس ندهند          پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند
و واقعاً كه شهادت نصيب هر كس نشده و نمي شود و قطعاً هم نخواهد شد باشد كه اخلاق و منش و رفتار و هدف شهدا بخصوص شهيد مذكور الگوي ما قرار بگيرد  انشاءالله.سرانجام اين شهيد عزيز كه به واحد تخريب لشگر 25 كربلا در منطقه عملياتي شلمچه اعزام شده بود بر اثر اصابت تركش خمپاره به سر و دست راست و پاي چپ ( در تاريخ 28/2/1367 )به شهادت نائل آمد.ياد و نام شهدا گرامي و جاودانه باد
 

قاعده پارتو

پارِتو" چیست و چه فایده ای برای زندگی مان دارد؟

- سواد زندگی؛ توسعه توانمندی های فردی -
ما، منابع، انرژی و زمان محدودی داریم. بنابر این یکی از مهم ترین دغدغه های مان باید این باشد که
چگونه از این داشته های محدود، استفاده بهتری کنیم؟

 "پارِتو" یکی از قواعدی است که می تواند به ما در این باره کمک کند.
ویلفردو پارتو (1923-1848) اقتصاددان ایتالیایی بود. او متوجه شد که 80 درصد زمین های ایتالیا در اختیار 20 درصد مردم است.
تحقیقات بعدی او نشان داد که رابطه معنی دارتری بین 20 درصد و 80 درصد وجود دارد؛
مثلاً دریافت که در اکثر کار و کسب ها، 80 درصد درآمد از 20 درصد مشتریان به دست می آید یا 80 درصد شکایات مشتریان، مربوط به 20 درصد از کل مسائل شرکت است.
مثال های دیگر:
80 درصد مواقع، 20 درصد لباس های تان را می پوشید.
80 درصد ورودی های یک سایت از گوگل به خاطر 20 درصد از کلمات کلیدی اش است.
20 درصد بیماری ها در یک جامعه، 80 درصد بودجه بخش درمان را به خود اختصاص می دهند.
20 درصد آنچه مطالعه می کنید در 80 درصد از زندگی تان به درد می خورد.
80 درصد اختلافات همسران مربوط به 20 درصد از مسائل بین آنهاست.
20 درصد از کارکنان یک اداره 80 درصد از کارهای آنجا را بر دوش دارند.
80 درصد آنچه دارید، ناشی از 20 درصد از کارهایی است که انجام داده اید.
80 درصد جرائم در یک جامعه توسط 20 درصد از مجرمان رخ می دهد.
نکته مهم:
اصل پارتو - که به آن قانون 80 - 20 هم می گویند - یک قانون کاملاً اثبات شده نیست بلکه یک اصل تجربی و قاعده سرانگشتی است.
قاعده سرانگشتی طبق تعریفی که در ویکی پدیا آمده و درست هم هست
«قاعده ای است که به صورت تجربی، در مقیاس نسبتا وسیعی صحیح یا قابل اعتماد است، اما لزوماً درستی آن در همه موارد ممکن اثبات نشده است.
از این قوانین، زمانی استفاده می‌شود که به دنبال یافتن پاسخی تقریبی و سریع برای یک مسئله هستیم و لزوما دنبال جوابی صد در صد دقیق و اثبات شده نیستیم.»

- کاربرد در زندگی
اصل پارتو، یک عیار کلی به دست مان می دهد که حواس مان به پراکنده کاری های مان باشد؛
درست است که همیشه و همه چیز دقیقاً منطبق بر اصل 80 - 20 نیست ولی در اغلب امور کلیات آن حاکم است.
کار مهم ما باید این باشد که آن 20 درصد مهم ها را در زندگی مان پیدا کنیم تا 80 درصد نتایج را از آنها استخراج کنیم.
مثلاً اگر فروشگاهی داریم، ببینیم کدام مشتریان بیشتر از بقیه در مغازه ما خرج می کنند و روی آنها و علاقه مندی های شان بیشتر تمرکز کنیم.
همچنین است درباره محتواهای تولید شده در سایت ها.

برای مدت چند روز یا چند هفته، خودمان را زیر نظر بگیریم، خواهیم دید که بخش عمده ای از کارهای ما خروجی چندانی ندارد و فقط داریم وقت و انرژی هدر می دهیم.
باز متوجه می شویم که چه بخش هایی از کارهایمان بیشترین نتیجه را دارند.
بنابراین بخش های بی نتیجه یا کم بازده را حذف یا بسیار کم رنگ و روی بخش های پربازده تمرکز می کنیم.

قبل از شروع هر کار و پروژه جدیدی به طور جدی بررسی کنیم که آیا این کار، جزو آنهایی است که 20 درصد زمان و انرژی می گیرد و 80 درصد نتیجه می دهد یا برعکس؟
در ارتباطات اجتماعی حواس مان به این باشد که این فردی که با او معاشرت می کنیم به اندازه انرژی و وقتی که از ما می گیرد، بازده دارد؟
البته در این جا منظور از بازدهی الزاماً مادی نیست بلکه می توانیم منافع انسانی، عاطفی، علمی، اخلاقی و ... را نیز لحاظ کنیم.
خلاصه آن که بهتر است 80 - 20 های زندگی مان را شناسایی کنیم و بهره وری مان را بالا ببریم.