🔺درادبیات اسلامی به لحاظ تطابق مفهومی عنوان«جرم»با«گناه»،وقرارگیری «گناه»درزمره ی«عیوب انسانی»،واژه ی «عیب پوشی»،«ستر عیب»ویا «پرده پوشی»ودریای بیکران آن رامیتوان معادل«نظام بزه پوشی»یا«جرم پوشی»درادبیات حقوقی دانست.
🔺درادبیات عامّه«سترياپرده پوشي همان مخفي داشتن اشتباهات وعيب هاي ديگران است ».از نظرعلمای اخلاق،عیب پوشی که ازبزرگترین شاخصه های خیرخواهی است ازآن تعبیربه سترعیوب میشود.
🔺ستربه معنای پوشاندن چیزی وعیب به معنای نقصان درذات یادرصفتی ودراصطلاح،عیب پوشی،« پرده بر بدیهای مردم افکندن»است.درفضیلت این عمل همین بس که امام رئوف مدفون به خاک توس(ع) میفرمایند:«برمؤمن سزاواراست که ازپروردگاروپیامبروامام خودسه خصلت رابیاموزد:خصلتی که ازپروردگاربایدبیاموزد،عیب پوشی وکتمان است… »همچنین امام باقر(ع) میفرمایند:«مؤمن به مؤمن حق واجب داردکه تاهفتاد گناه کبیره براوپرده پوشی کند».
🔺مخفی داشتن و نهان سازی جرم،روشی است که به عنوان یکی ازویژگی های سیاست جنایی اسلام،مطرح است،سعی دربزه پوشی وجلوگیری ازافشای جرم براساس مدارک وادله ی موجوددرکتاب وسنّت،موردتأییدحقوقدانان اسلامی بوده،آن راازابعادوجنبه های مختلف، دارای اهمیتی قابل توجه دانسته اند.نهان سازی جرم وجلوگیری ازافشای زشتی ها،متأثرازنگرش خاصی است که نسبت به مفاهیم،تأسیسات ونهادهای حقوق جزاوجود داشته وخطوط برجسته ی سیاست جنایی اسلام راشکل می دهد.ازآن جمله سیاست کیفرزدایی که مبتنی برتردیدبرکارایی مجازات،موردتوجه نظام عدالت جنایی درحقوق اسلام قرارگرفته است.
🔺دین مبین اسلام،بادرك آثارسوء برچسب زنی،«بزه پوشی»رادرسیاست جنایی خودپیش بینی کرده است وخصوصاًبه حفظ آبرووکرامت نفـس انسانهاوجلوگیري ازایجاد تصور منفی ازفرددرجامعه توجه داشته است وبارهاآموزش این صفت حمیده راتوصیه فرموده است.
🔺درواقع،توصیه ي دین به خودداري ازغیبت،تهمت،تجسس،به کاربردن لقب هاي زشت براي دیگران،روایت کردن علیه کسی(داستان سرایی)استهزا،سـرزنش،اهانـت کردن و...براي جلوگیري ازانگ خوردن فردولکّه دارشدن آبروي اودرانظارعمومی است واین امرخودلزوم تأکید بر«بزه پوشی»راآشکارمیسازد.
🔺علاوه براینها،دین مبین اسلام هرگزهیچ گناهکاري رااجباربه اعتـراف بـه گنـاه نکرده وبراي بخشش گناهان،توبه ي قلبی گناهکارراکافی میداندتاهم آثارگناه زایل شودوهم آبروي گناهکاردرامان باشد.همچنین نهادکفاره دراسلام نیز،باتکیه بـرخودکیفري،به دنبال رفع آثارگناه توسط خودگنـاهکـاروجلـوگیري از افشـاي گنـاه است.چنین سیاستی دربرخوردبابزه،اصطلاحأ«بزه پوشی»نامیده میشود.که دقیقـادرنقطه ي مقابل سیاستهاي کیفرگراونیزبرخی روشهاي واکنش جامعـه درمقابـل جرم،که منجربه برچسب خوردن بزه کارمیشوند،قرارمیگیرد.
🔺به عنوان تعریفی حقوقی بایدگفت نظام بزه پوشی عبارت است ازمجموعه تدابیروراهکارهای نظام عدالت کیفری که به عنوان سیاست جنایی کارآمددرجهت جلوگیری ازافشاواشاعه ی پدیده ی مجرمانه درجامعه اتّخاذمی گردد؛این سیاست هاغالباً ازطریق جلوگیری ازورودافرادبه سیاهه ی کیفری(جلوگیری ازاثبات مجرمیت)،اتّخاذواکنش های غیرکیفری وافشای مجرمیت به اجراگذارده می شود.
🔺باید توجه داشت هدف،فراری دادن بزهکارازتحمّل آثار عمل مجرمانه نیست،کسی که مرتکب جرمی شده شاهکارنکرده که بخواهیم موردلطف ویژه ی نظام عدالت کیفری قرارگیردبلکه افشای مجرمیت سبب اشاعه ی جرم می شودواین عادی شدن جرم یعنی روال فساددرجامعه–چه ازسوی دیگرشهروندان وچه به دلیل«استدراج»ازجانب شخص بزهکار- و معمول شدن فساددریک جامعه منجربه افول انسانیت وتباهی آن جامعه می گردد.پس،بزه مخفی می شودتاآثار شوم رواج آن گریبانگیر جامعه نشود(پیشگیری عام)؛چراکه تباهی یعنی نرسیدن به«سعادت»که باهدف خلقت بشرتباین داردوهمه ی انبیاء آمده اندتاباجعل میزان،بشررادررسیدن به این هدف رهنمون شوند.پنهان بودن جرم نیزهمانند نبودن جرم است.
🔺اعمال این سیاست نه صرفأبه عنوان یک رویکردعملی،بلکه به عنوان یک تفکر وجهتگیری پیشگیرانه درمقابله باپدیده ی مجرمانه،افزایش رقم سیاه،تجری وکاهش بازدارندگی مجازات رادرپی داردونقش موثرآن درجلوگیری ازنفرت ازدین وهمچنین تحقق حس شرم وبازپذیری ازمسیراعمال این تفکرمدنظراست.
🔺درنهایت بزه پوشی،باتوجه به آثارجرم شناختی آن،رویکردی هوشمندانه منطبق باماهیت جرایم وویژگی های مجرمین مشمول این سیاست،نظام کیفری رادرکاهش تبعات فرایند های صرفا کیفری وبازگشت مجرم به جامعه یاری میکند؛این بحث باتوجه به اهمیت آن درحفظ عفت جامعه،هم درقانون مجازات اسلامی وهم درقانون آیین دادرسی کیفری جدید،آمده است.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 16:14 توسط جعفر خائفی
|